
کارشناس حسابداری هستم. موضوعات مورد علاقهم هنر و علوم انسانی هست. در حال حاضر اقتصاد از دلمشغولیهام محسوب میشه و مطالعاتم رو در این زمینه ادامه میدم.




استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز میباشد
Copyright © 2010

چه بود زندگی / تو اگر نبودی: / صبحانهای و ناهاری / پاییزکی و بهاری / و ضيافت افلاطوني سرد و / راهپيمايي سقراطي / به سوي جنگل شوكران. / ... / هيزم انبارها ميشدم / به بوي سرانگشتهاي تو بود / كه جوانه كردم. / ]در هوای تو ام / که به ریشهی خود / به شاخهی خود / دلشادم / به جوانهی خود / سرشار [ / چه بود زندگي / تو اگر نميرسيدي / ]ای آتش پنهان / درون سینهی من / چه بود زندگی؟[

نامزد شدن فیلم جدید عباس کیارستمی (رونوشت برابر اصل) در جشنواره کن، بهانهای شد برای کنجکاوی و جستجو در اینترنت.
فیلم قضیه، شکل اول... شکل دوم اولین فیلم کیارستمی، پس از گذشت 30 سال از ساخته شدنش همچنان دیدنش جذاب بود.
موضوع داستان: معلم علوم در حال کشیدن تصویر اجزای داخلی گوش انسان بر روی تخته سیاه است. دانش آموزی با مداد به میز ضربه میزند. معلم از آنجایی که نمیتواند دانش آموز را پیدا کند، به دو ردیف آخر کلاس میگوید یا فرد خاطی را معرفی کنند یا تا آخر هفته سر کلاس نیایند. بعد این سوال پرسیده میشود: «فرزند شما یکی از این دانشآموزان است، شما از او چه انتظاری دارید؟ آیا باید به معلم بگوید چه کسی کلاس را به هم زده یا چیزی نگوید و تا آخر هفته مقاومت کند؟» سپس افراد مختلف به این سئوال پاسخ میدهند.
نکتهای که توجهم رو بیشتر جلب کرد اینکه گذشت زمان این فیلم رو تبدیل به فیلم دیگری هم کرده. به دلیل حضور افراد سرشناس در اون برهه تاریخی، و قضاوت بیننده در مورد خود این افراد جدا از موضوع فیلم. دیدنش خالی از لطف نیست. از اینجا دانلود کنید.

یک استاد کهنهکار -مثلا کینز یک سالی قبل از مرگش٬ در یک کتابفروشی، یک کتاب قدیمی و فوقالعاده ارزشمند در رشته تخصصی خود -پس یعنی اقتصاد٬ پیدا میکند –مثلا یک کتاب با چاپ سنگی از ریکاردو. فروشنده نمیداند که این کتاب چقدر کمیاب است و میگوید که قیمت کتاب پنجاه دلار است. در حالی که قیمت یکی از معدود نسخههای مشابه این کتاب، پنجاه هزار دلار است. کینز، این کتاب را با قیمت پنجاه دلار میخرد.
بسیار خوب، قصه از این قرار بود که خواندید. برویم سراغ اصل مطلب: آیا رفتار کینز، اخلاقی است؟
یکسان انگاشتن توسعهی سیاسی و جامعهی مدنی اشتباه است. اگر توسعهی سیاسی را آزادیهای سیاسی (مطبوعات، احزاب، تشکلهای صنفی و غیره) و مشارکت دموکراتیک و صلحآمیز مردم در سرنوشت سیاسی خود بدانیم، باید ازعان نمود که توسعهی سیاسی مسبوق به جامعهی مدنی است و نه مقدم بر آن. جامعهی مدنی از لوازم توسعهی سیاسی است و این توسعه از نتایج و ثمرات آن جامعه میباشد. تصور اینکه بدون وجود یک صاحت اقتصادی مستقل از قدرت سیاسی (دولت)، که در واقع شالودهی جامعهی مدنی است، میتوان به توسعهی سیاسی پایداری نایل آمد توهمی بیش نیست.

اگر توجه کنیم که آزادی به معنای امروزی آن – یعنی آزادی فردی و سیاسی اعم از آزادی اندیشه، بیان، اجتماعات و غیره – مهمترین عنصر تشکیلدهنده و نیز خصلت بارز جامعهی مدنی است و این آزادیها تنها در چهارچوب نظام اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد قابل تصور و تحقق است، به این نتیجهی اولیه میرسیم که عمدهی جریانهای روشنفکری در جامعهی ما، آگاهانه یا ناآگاهانه، علیه «جامعهی مدنی» کوشش ورزیدهاند. درست است که امروز بیشتر جریانهای روشنفکری، به ویژه چپها، دفاع پرشوری از جامعهی مدنی به عمل میآورند، اما نباید از این نکتهی بسیار مهم غفلت کرد که این دفاع، التقاطی، گزینشی و مشروط است. روشنفکران ایرانی به دنبال جامعهی مدنی هستند اما نه آنگونه که در واقع هست بلکه آن گونه که خود در عالم خیال تصور میکنند.