تبليغاتX
فلسفه، اقتصاد و جامعه
  

 http://shkp1.persiangig.com/image/blogfa/Keynes.jpg

یک استاد کهنه‌کار -مثلا کینز یک سالی قبل از مرگش٬ در یک کتابفروشی، یک کتاب قدیمی و فوق‌العاده ارزشمند در رشته تخصصی خود -پس یعنی اقتصاد٬ پیدا می‌کند –مثلا یک کتاب با چاپ سنگی از ریکاردو. فروشنده نمی‌داند که این کتاب چقدر کمیاب است و می‌گوید که قیمت کتاب پنجاه دلار است. در حالی که قیمت یکی از معدود نسخه‌های مشابه این کتاب، پنجاه هزار دلار است. کینز، این کتاب را با قیمت پنجاه دلار می‌خرد.

بسیار خوب، قصه از این قرار بود که خواندید. برویم سراغ اصل مطلب: آیا رفتار کینز، اخلاقی است؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در جمعه بیست و پنجم دی 1388 |

 

 

یکسان انگاشتن توسعه‌ی سیاسی و جامعه‌ی مدنی اشتباه است. اگر توسعه‌ی سیاسی را آزادی‌های سیاسی (مطبوعات، احزاب، تشکلهای صنفی و غیره) و مشارکت دموکراتیک و صلح‌آمیز مردم در سرنوشت سیاسی خود بدانیم، باید ازعان نمود که توسعه‌‌ی سیاسی مسبوق به جامعه‌ی مدنی است و نه مقدم بر آن. جامعه‌ی مدنی از لوازم توسعه‌ی سیاسی است و این توسعه از نتایج و ثمرات آن جامعه می‌باشد. تصور اینکه بدون وجود یک صاحت اقتصادی مستقل از قدرت سیاسی (دولت)، که در واقع شالوده‌ی جامعه‌ی مدنی است، می‌توان به توسعه‌ی سیاسی پایداری نایل آمد توهمی بیش نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در شنبه یازدهم مهر 1388 |

    

     اگر توجه کنیم که آزادی به معنای امروزی آن – یعنی آزادی فردی و سیاسی اعم از آزادی اندیشه، بیان، اجتماعات و غیره – مهم‌ترین عنصر تشکیل‌دهنده و نیز خصلت بارز جامعه‌ی مدنی است و این آزادی‌ها تنها در چهار‌چوب نظام اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد قابل تصور و تحقق است، به این نتیجه‌ی اولیه می‌رسیم که عمده‌ی جریانهای روشنفکری در جامعه‌ی ما، آگاهانه یا ناآگاهانه، علیه «جامعه‌ی مدنی» کوشش ورزیده‌اند. درست است که امروز بیشتر جریانهای روشنفکری، به ویژه چپ‌ها، دفاع پرشوری از جامعه‌ی مدنی به عمل می‌آورند، اما نباید از این نکته‌ی بسیار مهم غفلت کرد که این دفاع، التقاطی، گزینشی و مشروط است. روشنفکران ایرانی به دنبال جامعه‌ی مدنی هستند اما نه آنگونه که در واقع هست بلکه آن گونه که خود در عالم خیال تصور می‌کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در جمعه دهم مهر 1388 |

 

 

برای اینکه بگوییم دموکراسی چیست بهتر است از اینجا آغاز بکنیم که اساساً دموکراسی چه چیزی نیست؟ اغلب گفته می‌شود که:

 

1.        دموکراسی نظام سیاسی مبتنی بر رأی اکثریت است. بدون در نظر گرفتن اینکه رأی اکثریت چه هست. (یعنی صرف نظر از مضمون آن)

2.        دموکراسی کسب قدرت سیاسی با رأی اکثریت مردم است.

3.        دموکراسی به عنوان اکثریت قاطع یا اجماع آرای مردم. یعنی اکثریت قاطع‌تری به یک رژیم رأی مثبت بدهند.

4.        مهمتر از همه: دموکراسی به معنای درستی و حقانیت رأی اکثریت.

 

دموکراسی هیچیک از اینها نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 |

 

محور قرار گرفتن مفهوم فرد و حقوق فردی در دنیای مدرن ناگزیر به اهمیت یافتن بیش از پیش نوعی تفکر اقتصادی منجر می‌گردد زیرا مهمترین وجه حقوق و آزادیهای فردی، موضوع مالکیت است.

آزادی بدون مالکیت بی معناست. انسان آزاد در درجه‌ی اول کسی است که مالک نفس خود است یعنی به دیگران تعلق ندارد یا برده‌ی دیگران نیست. در وهله‌ی بعد می‌توان گفت که آزادی هر فرد به فارغ بودن او از تحمیل اراده‌ی دیگران و در نتیجه گستره‌ی انتخابهای آزادانه‌ی وی بستگی دارد. اما چون منابع محدود است و خواسته های انسانها نامحدود، ناگزیر انتخابهای افراد در چهارچوبی قرار می‌گیرد که محدوده‌ی آن را مالکیت افراد معین می‌سازد. بنابراین آزادی به مفهوم مدرن آن بدون حقوق مالکیت تعریف شده و تضمین شده قابل تصور نیست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در جمعه پانزدهم خرداد 1388 |