تبليغاتX
فلسفه، اقتصاد و جامعه

سید‌مرتضی مردیها 

گفت و گو با دکتر سید‌مرتضی مردیها

http://www.rastak.com/showtext.php?id=743

     انسان از این حیث که یک موجود بیولوژیک و فیزیولوژیک است واجد خصوصیاتی است. از جمله خصوصیاتی روانی و رفتاری که در نوع انسان مشترک است و اگر دوست دارید می‌توانید آن را ذات بنامید. لیبرالیسم بنا را بر یک برداشت واقع‌بینانه از انسان می‌گذارد. اما این به معنای تسلیم مطلق در مقابل آن چیزی که وجود دارد، و فراغت از فرصت و امکان تعالی نیست. لیبرالیسم برای خود ماموریت زیر و زبر کردن ذات انسان، یا خط سیر غالب رفتاری او را تعریف نکرده و نمی‌کند چون ماموریتی غیرممکن است. ولی در عین حال اعتقادی جدی به امکان و ضرورت توسعه و پیشرفت در زمینه اخلاق دارد.

     این اخلاق به این معنا است که انسان‌ها به تناسب اینکه تحت فشار سهمگین سختی‌های زندگی نباشند، و سطح فرهنگی شان هم رشد کند، به این معنای خاص که قدرت محاسبه پیچیده‌تر منافع شخصی خودشان را پیدا می‌کنند، به شکلی اخلاقی‌تر می‌شوند. چون در این حالت انسان‌ها می‌توانند این طور استدلال کنند که برخوردهای فارغ از انصاف و دلسوزی می‌تواند در نهایت به ضرر منافع خودشان باشد. در طول عمری که از جوامع لیبرال می‌گذرد این نوع اخلاق بر اثر رفاه و آموزش رشد کرده است. مردم در این جوامع روز به روز بیشتر توانستند کلاه خودشان را قاضی کنند که اگر مسیرهای مستقیم و کوتاه خودخواهی و سودخواهی را کمی پرپیچ و خم‌تر (یعنی با مراعات بیشتر برای دیگران) طی کنند، ممکن است در وهله‌ی اول به نظر بیاید که بخشی از امکانات و منافع را از دست می‌دهند ولی در درازمدت در فضای بهتر و آرام‌تر و با امنیت بیشتر به کسب سود و جلب لذت توفیق خواهند یافت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شهاب در دوشنبه هفتم آبان 1386 |