
کارشناس حسابداری هستم. موضوعات مورد علاقهم هنر و علوم انسانی هست. در حال حاضر اقتصاد از دلمشغولیهام محسوب میشه و مطالعاتم رو در این زمینه ادامه میدم.




استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز میباشد
Copyright © 2010
یکسان انگاشتن توسعهی سیاسی و جامعهی مدنی اشتباه است. اگر توسعهی سیاسی را آزادیهای سیاسی (مطبوعات، احزاب، تشکلهای صنفی و غیره) و مشارکت دموکراتیک و صلحآمیز مردم در سرنوشت سیاسی خود بدانیم، باید ازعان نمود که توسعهی سیاسی مسبوق به جامعهی مدنی است و نه مقدم بر آن. جامعهی مدنی از لوازم توسعهی سیاسی است و این توسعه از نتایج و ثمرات آن جامعه میباشد. تصور اینکه بدون وجود یک صاحت اقتصادی مستقل از قدرت سیاسی (دولت)، که در واقع شالودهی جامعهی مدنی است، میتوان به توسعهی سیاسی پایداری نایل آمد توهمی بیش نیست.

اگر توجه کنیم که آزادی به معنای امروزی آن – یعنی آزادی فردی و سیاسی اعم از آزادی اندیشه، بیان، اجتماعات و غیره – مهمترین عنصر تشکیلدهنده و نیز خصلت بارز جامعهی مدنی است و این آزادیها تنها در چهارچوب نظام اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد قابل تصور و تحقق است، به این نتیجهی اولیه میرسیم که عمدهی جریانهای روشنفکری در جامعهی ما، آگاهانه یا ناآگاهانه، علیه «جامعهی مدنی» کوشش ورزیدهاند. درست است که امروز بیشتر جریانهای روشنفکری، به ویژه چپها، دفاع پرشوری از جامعهی مدنی به عمل میآورند، اما نباید از این نکتهی بسیار مهم غفلت کرد که این دفاع، التقاطی، گزینشی و مشروط است. روشنفکران ایرانی به دنبال جامعهی مدنی هستند اما نه آنگونه که در واقع هست بلکه آن گونه که خود در عالم خیال تصور میکنند.
