
کارشناس حسابداری هستم. موضوعات مورد علاقهم هنر و علوم انسانی هست. در حال حاضر اقتصاد از دلمشغولیهام محسوب میشه و مطالعاتم رو در این زمینه ادامه میدم.




استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز میباشد
Copyright © 2010

لارنس كلبرگ[1]، روانشناس امريكايي، با ارائهي تنگناهاي اخلاقي[2] در قالب داستان، تلاش كرد مراحل جهانشمول در رشد قضاوت اخلاقي را مشخص نمايد. براي مثال، در يكي از اين داستانها همسر مردي در حال مرگ است و نياز به دارويي دارد كه مرد استطاعت خريد آن را ندارد. مرد از داروساز تقاضا ميكند آن دارو را ارزانتر به او بفروشد. وقتي داروساز امتناع ميكند، مرد تصميم ميگيرد دارو را بدزدد. از آزمودنيها خواسته ميشود دربارهي عمل آن مرد اظهار نظر كنند.
با تحليل پاسخهاي كودكان به چند نوع از اين تنگناهاي اخلاقي، كلبرگ شش مرحله در رشد قضاوت اخلاقي مشخص ساخت و در سه سطح: اخلاق پيشعرفي[3] ، اخلاق عرفي[4] و اخلاق پسعرفي[5] گروهبندي كرد. (جدول 1). پاسخها براساس دلايل ارائه شده براي تصميمات، و نه براساس درستي و نادرستي عمل مورد بحث، نمرهگذاري ميشوند: براي مثال، تأييد مرد به اين دليل كه «بر اثر مرگ همسر، زندگي اش سخت مي شد»، يا مخالفت با آن به خاطر اينكه «دزديدن دارو، دستگيري و زندان در پي داشت»، هر دو به مرحله ي اول رشد اخلاقي تعلق دارند. در هر دو مورد، درستي يا نادرستي عمل مرد بر اساس انتظار مجازات ارزيابي شده است.
جدول 1
مراحل استدلال اخلاقي. كلبرگ معتقد بود قضاوت اخلاقي به موازات افزايش سن، طبق مراحل معيني رشد مي كند. (اقتباس از كلبرگ، 1969)
|
سطح اول: |
اخلاق پيشعرفي |
|
مرحلهي 1: |
جهتگزيني براساس تنبيه (اطاعت از قوانين بهمنظور اجتناب از تنبيه) |
|
مرحلهي 2: |
جهتگزيني براساس پاداش (همنوايي براساس دريافت پاداش و مزايا) |
|
سطح دوم: |
اخلاق عرفي |
|
مرحلهي 3: |
جهتگزيني براساس الگوي دخترخوب / پسرخوب ( همنوايي نشان ميدهد تا ازعدم تأييد ديگران در امان بماند). |
|
مرحلهي 4: |
جهتگزيني براساس وابستگي به مراجع قوانين (قانون و قواعد اجتماعي را رعايت ميكند تا ازتوبيخ مراجع قدرت و احساس گناه در مورد انجام ندادن وظايف خود در امان باشد). |
|
سطح سوم: |
اخلاق پسعرفي |
|
مرحلهي 5: |
جهتگزيني مبتني بر قوانين اجتماعي (اعمال خود را طبق اصولي كه همگان براي بهزيستي جامعه الزامي مي دانند هدايت ميكند؛ از اصول پيروي مي كند تا از احترام همگان برخوردار باشد و از اين طريق احترام به نفس خود را نيز حفظ كند). |
|
مرحلهي 6: |
جهتگزيني مبتني بر اصول اخلاقي (اعمال خود را طبق اصولي كه شخصأ انتخاب كرده – اصولي كه در آن عدالت، سرافرازي و برابري ارزشمند شناخته مي شود – هدايت مي كند تا از سرزنش خويشتن در امان باشد). |
كلبرگ معتقد بود همه ي كودكان تا حدود ده سالگي، يعني زماني كه ارزيابي اعمال خود از ديد ديگران آغاز ميشود (سطح دوم)، در سطح اول قرار دارند. اغلب كودكان مي توانند تا سيزده سالگي در اين سطح استدلال كنند. بالاترين مرحله (مرحله ي ششم) مستلزم دستيابي به تدوين اصول اخلاقي انتزاعي و رعايت آنها به منظور اجتناب از سرزنش خويشتن است.
كلبرگ گزارش كرد كه در كمتر از 10 درصد آزمودنيهاي بزرگسال پاسخ «كاملاً مبتني بر اصول» مرحلهي ششم تفكر ديده ميشود كه شبيه پاسخ زير از نوجواني شانزده ساله به مسئلهي «تنگناي مرد» باشد: «طبق قوانين جامعه اين مرد خطاكار است، ولي طبق قانون طبيعت و خدا، داروساز را بايد خطاكار، و رفتار آن مرد را منطقي دانست. ارزش جان آدمي فراتر از منافع مادي است. وقتي جان كسي در خطر است حتي اگر غريبه هم باشد باز وظيفهي انسان حكم مي كند كه به نجات وي بشتابد» (كلبرگ، 1969، ص 244).
برگفته از: زمينهي روانشناسي هيلگارد، (1385)، تهران، انتشارات رشد.
